علیعلی، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 23 روز سن داره

♥ برای مرد فردا ... علی ♥

سال 91 مبارک

سال نو مبارک   تحویل میکنیم با تو دومین سالی را که در کنارمان هستی .   سیب سرخ وجود م ؛ به عشق بودن ت هفت سینی چیده ام که سبزی حضور تو را به همگان میرساند .   ماهی کوچک دل م ؛ بهار با تو زیباست . ♥ . بی نهایت دوست ت دارم .   ...
1 فروردين 1391

18 ماهگی

18 ماهگیت بوسه باران گلکم   علی ... پسر ناز و کوچک م ؛ 18 ماهه شدی  مرد شدی پاره تن م   یکسال و نیمه من   ؛ چقدر زود بزرگ شدی 3 تا 6 ماه گذشت و من ناباورانه نگاه ت میکنم چقدر زود لحظه ها درگذرند دلم غم دارد فقط 6 ماه باقی مونده تا 2 سالگی ت تا جداییت از پیوند با تن م .     عزیز ناز م ؛ عطر تن ت شیطنت ها ت موقع شیر خوردن بازی نگاه های مان نوازش تن م با دستهای کوچک ت موقع شیر خوردن حق دارم دلتنگ باشم ... بزرگ شدنت تاوان دارد . بزرگ شو ... بزرگ باش مرد کوچک م تاوانش با من اما برای من بمان ... همیشه . تنهایم نگذار . خدا ر...
20 اسفند 1390

نهمین سالگرد عقد

ناگهان چقدر زود دیر میشود . برای همه چیزهایی که در گذرند . نه سال پیش بعد از کلی سختی مال هم شدیم . اول اسفند 1381 مصادف با عید غدیر . نگاهت میکنم ... خوابی همسر م . یاد نه سال پیش می افتم . تمام خاطرات مانند برق از ذهنم میگذرد . یادشان بخیر ... یکدفعه دلم گرفت ..چرا؟ نمیدانم . ♥ . دوست ت دارم مرد خوب آرزوهایم .   ...
1 اسفند 1390

17 ماهگی

17 ماهگیت مبارک عسلکم بی نظیر کوچک م ؛   17 ماهه شدی 1 سال و 5 ماهه دلم گرفته دلم بی تاب است ؛ بی تاب تمام لحظه هایی که مانند برق درگذرند ؛ و من حسرتشان را خواهم خورد و دلم تنگ خواهد شد ؛ میدانم ... مانند روزهایی که گذشته اند. ♥ . عطرآگین م دوستت دارم بی نهایت . پنج شنبه 20 / 11 / 90   گلکم ؛ به کلمات فبلی اینها اضافه شده تا جایی که حافظه ام یاری میکند . عف = برف په = پشه دودو = می می دو ده = می می ها دس = دست...
1 اسفند 1390

اولین اصلاح مو ...

    گل قشنگ من ؛ برای اولین بار موها ت رو کوتاه کردی . مرد کوچک م ؛ مردانه تر شدی . مبارکت باشه پسر م . ♥ . دوست ت دارم وجود م . + کوتاه کردن اولین مو ، در 16 ماه و 24 روزگی ( جمعه 14 بهمن).   ...
16 بهمن 1390

هفتمین سالگرد ازدواج

  امروز هفت ساله که من و آقای همسر با هم زیر یه سقف زندگی میکنیم . هفت ساله که به بزرگترین آرزومون رسیدیم ... با هم بودن . و حالا دو ساله که حاصل عشق مون ..  میوه زندگی مون .. توی این روز قشنگ کنارمونه . خدایا شکرت به خاطر همه چیز ... به خاطر داشتن همسر م و پسر م ... به خاطر داشتن خانواده ی کوچک سه نفرمون ... ♥ . داشته های بی مانند م دوستتان دارم .   پ ن : همسر عزیز م به خاطر همه خوبیهات ممنونتم   ...
12 بهمن 1390

29 ساله شدم

  درست در همین ساعتی که مینگارم .( ساعت ۲ بامداد اول بهمن )  به همین سادگی به همین خوشمزگی که تو در کنار م هستی ۲۹ ساله شدم .   آخرین تولد دهه بیست خیلی آروم برگزار شد . خوشحالم از اینکه برای دومین سال روز تولدم در کنارم هستی و تو را دارم .خدایا شکرت . ♥ . چقدر امشب دلبری کردی دلبرک م . ♥ . دوستت دارم پسرک م  .    پی نوشت برای خودم : مانند ۲۹ سال پیش برف زیبایی در حال باریدن است . هدایای خوبی از عزیزانم ( پسرم - همسرم - بابا و مامانم ) دریافت کردم . خبر پر کشیدن انار کوچولو ( دختر یکی از دوستان مجازی ) در شب تولدم خیلی داغونم ک...
1 بهمن 1390

16 ماهگی

پسر عزیز و ناز م 16 ماهگیت مبارک 1 سال و 4 ماهه شدی گل م خدا رو شکر که از 15 ماهگی درآمدی  ماه سختی بود . حس استقلال طلبی ت بیشتر شده . دوست داری همه کارها ت مورد توجه همه باشه و مورد تایید قرار بگیری مثلا وقتی داری میرقصی اگه کسی دست نزنه سریع بهش میگی اه و سرتو تکون میدی یعنی تو هم دست بزن . اگه کسی خواب باشه انگشتت رو میزاری روی بینی ات و میگی هیس ! همچنان عاشق جارو برقیی ...از دست تو گذاشتیمش توی کمد و گفتیم جارو خوابه وقتی در کمد رو باز میکنیم تا چیزی برداریم انگشتت میزاری رو بینیت و میگی هیس ! یه اتفاق مهم دیگه اینکه دوباره به اتاق ما برگشتی الان حدودا یکماهی هست از 7 ماهگیت که توی اتاقت خوابوندمت خیلی اذیت میشدم .ش...
20 دی 1390

سونامی در 15 ماهگی

فرشته ی کوچک م ♥ این چند وقته همش توی بیماری گذشت . انگار توی خونمون سونامی اومده بود . تحمل بیماریت برام خیلی سخته ... خیلی . این چند وقته خیلی حرفا برات داشتم ...اما ن میشد بنویسم . خدا رو شکر که بهتر ی . خدا جونم ممنون که تنهام نذاشتی . خداونـــدا تو مـــــــــــی دانی که من دلواپس فردای خود هســــــتم مــــــــــــبادا گــم کنــــم راه قشـــــــنگ ارزوها را مـــــــــــــــبادا گم کنــــم اهــــــــداف زیـــــــــبا را مـــــــــــــــــبادا جا بمانم از قطار موهبت هات دلم بیـــــن امـــــــــید و ناامیـــدی میزنــــــــد پرســـــــــه، میکــــــــــند فریاد،میشـــــــــــود خســــــــــتــــــــه...
12 دی 1390

خیلی سخت

علی برگ گل م ♥ چند شب که میام تا کلی مطلب بنویسم . از محرم .. از سرما خوردگیت .. از 15 ماهگیت .. از افتادنت . اما ن میتونم .. عزیزترین م نمیتونم ناخوشیت رو ببینم . بغض دارم . هوای دلم بارانی است . زود خوب شو ... جان مادر ♥ . بی نهایت دوست ت دارم ...   ...
27 آذر 1390