علیعلی، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

♥ برای مرد فردا ... علی ♥

18 ماهگی

1390/12/20 23:42
نویسنده : فرزانه
88 بازدید
اشتراک گذاری

18 ماهگیت بوسه باران گلکم

 

علی ... پسر ناز و کوچکم ؛

18 ماهه شدی 

مرد شدی پاره تنم

 

یکسال و نیمه من  ؛

چقدر زود بزرگ شدی

3 تا 6 ماه گذشت

و

من ناباورانه نگاهت میکنم

چقدر زود لحظه ها درگذرند

دلم غم دارد

فقط 6 ماه باقی مونده

تا 2 سالگیت

تا جداییت از پیوند با تنم .

 

 

عزیز نازم ؛

عطر تنت

شیطنت هات موقع شیر خوردن

بازی نگاه هایمان

نوازش تنم با دستهای کوچکت موقع شیر خوردن

حق دارم دلتنگ باشم ... بزرگ شدنت تاوان دارد .

بزرگ شو ... بزرگ باش مرد کوچکم

تاوانش با من

اما برای من بمان ... همیشه .

تنهایم نگذار .

خدا را هزاران مرتبه شاکرم از بزرگ شدنت

از بالندگی های پیاپیت .

 

گل نازم ؛

واکسن 18 ماهگیت یکی دیگه از سندهای بزرگ شدنت بود.

قربون  اون نگاه ات بشم ... چقدر لحظه سختی بود

وقتی که دستهات رو باز کرده بودی به نشونه ی رفتن .

تا دو روز تب داشتی و پات هم درد میکرد .

دیگه تا 6 سالگی از واکسن خبری نیست .

 

کلی کلمه به دایره لغاتت اضافه کردی.

تقریبا تمام کلمات رو تکرار میکنی.

وقتی صدایم میکنی مامانی ... توی دلم قند آب میشه.

وقتی صدایم میکنی ماما دان ( مامان جان) ...خودمو خوشبخت ترین مادر روی زمین میدونم.

بابا سعید رو هم همینطوری صدا میکنی ... (بابایی) یا (بابا دان)

جمله های دو یا سه کلمه ای میگی .

بیشتر فعلها رو بلدی .

به سوالهام جواب میدی .

کلا توی این ماه یه جهش بلند داشتی .

♥. زندگی با تو زیباست .

♥. همیشه کنارم بمان .

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان آوا
4 فروردین 91 1:15
عزیزمی علی جونم
مامان کاوه
4 فروردین 91 2:15
عزیزم

واکسنشو زدی ؟ اگه زدی راهنماییم میکنی برای دردش؟


بله .جواب دادم توی وبلاگت خانمی
saeed
5 فروردین 91 0:25
سلام
وبلاگ جالبی دارین خدا علی رو براتون نگه داره
جنوبی هستین نه؟


ممنون . نه ما تهرانیم.