17 ماهگی
17ماهه شدی
1 سال و 5 ماهه
دلم گرفته
دلم بی تاب است؛
بی تاب تمام لحظه هایی که
مانند برق درگذرند؛
و من حسرتشان را خواهم خورد
و دلم تنگ خواهد شد ؛
میدانم ...
مانند روزهایی که گذشته اند.
♥. عطرآگینم دوستت دارم بی نهایت .
پنج شنبه 20 / 11 / 90
گلکم ؛
به کلمات فبلی اینها اضافه شده تا جایی که حافظه ام یاری میکند .
عف = برف
په = پشه
دودو = می می
دو ده = می می ها
دس = دست
دیزه = عزیز ( قبلا دیز میگفتی الان یه ه به آخرش اضافه کردی )
- عاشق اینی که در ارتفاع باشی و بابا حسین بذارتت بالای کمد، فریزر و هر جایی که خیلی بالا باشه .
- شبها با قصه ی هواپیما و علی به خواب میری .تا میگیم علی بیا برات قصه ی هواپیما بگیم دراز میکشی و گوش میکنی .
- سه شنبه ها میری کلاس بازی ، الان دو جلسه رفتی و هر جلسه علاقه مندتر میشی .
- دایره میکشی ؛ تخته و ماژیک برات خریدم ، خیلی دوستشون داری .
- شعر بع بعی میگه و عمو زنجیر باف رو برات میخونم و تو هم همراهی میکنی و جواب میدی .
(بع بعی میگه ؟ بع بع / دنبه داری ؟ نه نه / پس چرا میگی ؟ بع بع )
عمو زنجیر باف ؟ بععععله / زنجیر منو بافتی ؟ بعععله / پشت کوه انداختی ؟ بععععله / بابا اومده ؟ چی چی / نخود و کشمش بخور و بیا با صدای چی ؟ اووووع ( منظورت صدای خروسه ... قوقولی قوقو )
- توی سفره پهن کردن و جمع کردن کمکم میکنی ( البته از نوع خودت ) .
- عاشق بالای رفتن از میز کامپیوتر و و بعد هم اوج اون اسپیکر هستی .
تمام هستی منی !


17 ماهگی
