خداحافظی با شیر مادر
علی من ؛
خدا را شاکرم ، اما دلتنگم .
و میدانم که دلتنگ تر هم میشوم .
تمام شد ، دوره ی شیرخوارگیت ...
2 سال و 3 روز تمام ، شیره وجودم را مکیدی .
گوارای وجودت ، حلالت باشد .
اما حالا ؛
من مانده ام و سینه هایم که تیر میکشد برای تو .
و تو ،
بی تابی برای لمسی که دیگر برای همیشه تمام شد .
خدایا ؛ این دلدادگی و دل بریدن چیست که من و فرزندم را بی قرار کرده است .
آخرین وعده شیر ، چهره معصوم ات ، امامزاده صالح و خوردن انار را هرگز از یاد نخوام برد .

دوستت دارم ، وجودم .
+ تمام طول نوشتن این پست اشکهایم بند نیامد .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خداحافظی با شیر مادر
