دستهای کوچک حسینی
پسرک فهمیده و بی همتای من
امشب چقدر زیبا خوابیدی
روی پام گذاشته بودمت و از موبایلم زیارت عاشورا پخش میشد
پلک هات سنگینی میکرد
دست کوچولوت رو گذاشتی روی سینه ات و سه بار سینه زدی
به من نگاه کردی . لبخند زدم . باز تکرار کردی و کم کم پلک هات بسته شد
اشک در چشمانم حلقه بست .
♥دوستت دارم پسرکم ♥
امشب چقدر زیبا خوابیدی
روی پام گذاشته بودمت و از موبایلم زیارت عاشورا پخش میشد
پلک هات سنگینی میکرد
دست کوچولوت رو گذاشتی روی سینه ات و سه بار سینه زدی
به من نگاه کردی . لبخند زدم . باز تکرار کردی و کم کم پلک هات بسته شد
اشک در چشمانم حلقه بست .
♥دوستت دارم پسرکم ♥
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دستهای کوچک حسینی
