علیعلی، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

♥ برای مرد فردا ... علی ♥

میلاد امام علی (ع)

علی کوچکم ؛ امروز میلاد امام علی (ع) بود . میلاد بزرگ مردی که نامت برگرفته از نام اوست . و امید دارم که الگو و راهت نیز او باشد .   مرد کوچکم ؛ روزی که پدر شدی ... میفهمی که پدرت ، چقدر برای تو زحمت کشیده . امیدوارم که مانند پدرت سعید ، پدری بی همتا باشی .   با هم برای بابا سعید ، یه کادو کوچولو خریدیم . ناقابل اما با عشق .   روزت مبارک مرد من  ... پدر خوب علی . پسرم علی ؛ چون نام زیبایت علی است . عهد بستم هر سال توی این روز ، شکلات یا شیرینی پخش میکنم . و هر سال برات یه کادو کوچولو میگیریم . اینم کادو امسال     این سخن گهربار امام علی (ع) تقدیم به علی خودم : با پدران خ...
15 خرداد 1391

دندان هفتم

عزیز مامانی ؛ مروارید هفتم هم سرو کله اش پیدا شد . عدد 7 ، عدد مقدسیه ... به فال نیک میگیرم رویش دندان هفتمت رو در شب میلاد اما علی (ع) . قربونت برم من که این روزها به خاطر دندونات داری اذیت میشی .   + جوانه زدن هفتمین دندان در : 20 ماه و 25 روزگی ( یکشنبه 14 خرداد 91 ) . فک بالا سمت چپ ، دندان پیشین جانبی .   دندان هفتم مبارکت باشه ... نفسکم . دوستت دارم ، هفت دندونی .  
14 خرداد 1391

دندان ششم

جیگر طلای مامان ؛ یه مروارید کوچولوی دیگه توی دهنت جونه زد . ششمین دندان ، مبارکت باشه نفسم .   + جوانه زدن ششمین دندان در : 20 ماه و 14 روزگی (چهارشنبه 3 خرداد 91 ) . فک پایین سمت چپ ، دندان آسیاب کوچک اول .   دوستت دارم شش دندونی من .  
3 خرداد 1391

اولین تراشیدن موی سر

کوچک نازم ؛ در 20 ماه و 10 روزگی ( شنبه 30 اردیبهشت 91 ) موهای نرم و نازکت رو تیغ زدیم .   چقدر بی تابی و گریه کردی اما نیاز بود عزیزکم ... من به فدای قطره های اشک تو .   عکس العملت بعد از دیدن خودت توی آینه خیلی جالب بود خجالت کشیدی و سرت رو انداختی پایین دوست نداشتی توی آینه نگاه کنی . روز اول همش کلاهت رو میذاشتی سرت اما کم کم عادت کردی .   نازدانه ی مادر ؛ من به فدای اون کله کچل و براقت . فدای تک تک تار موهایت نازنین .   دوستت دارم جان مادر .
30 ارديبهشت 1391

اولین سفر

گیلاس کوچک م ؛ در 20 ماه و 2 روزگی (جمعه 22 اردیبهشت 91) به اولین سفر زندگیت رفتی ، به شمال کشور ... رامسر و نمک آبرود . خیلی کل سفر شاد بودی و بهت خوش گذشت . اولین تجربه سفر با تو بی نهایت زیبا بود ، پسرک م .   فرشته بهشتی من ؛ دومین روز سفر هم روز مادر بود . روزی که تو آن را ، از آن من کردی . ممنون پسر م که مرا لایق مادری ت دانستی .   عکسها در ادامه مطالب : ...
29 ارديبهشت 1391

20 ماهگی

پسر 20 من ؛   20 ماهگیت مبارک ، 1 سال و 8 ماهه شدی . یه 20 دیگه به کارنامه ی زندگی ت اضافه شد .   20 ماه از روز آمدنت 20 شهریور 89 گذشت و تو در 20 اردیبهشت 91 20 ماهه شدی .     بی نظیر کوچک م ؛ رنگهای زرد - آبی - قرمز - سبز و سفید رو کاملا میشناسی و هر کدوم رو که میگم نشونم میدی .     کلمات زیر رو به دایره لغاتت اضافه کردی : موش - عکس - آوا - عباس - اخم - مخ آناناس ( هم میوه آناناس و هم به دایی امیر میگی چون وقتی نازت میکنه میگه آناناست رو کی خورده دایی حالا نازت رو کی خورده دایی ) آب و دون = فریبا جون ( قبلا آبادان میگفتی ) / اویی = آبی / اَرد ...
20 ارديبهشت 1391

دردت به جونم

عزیز ناز م ؛   چرا باز مریض شدی گلک م ! باز ویروس ... تب ... اسهال چشمهای بیمار تو و نگرانیهای من .   نفس من ؛ تمام دیشب تب داشتی و ناله میکردی . بلند میشدی ، سرت رو میزاشتی روی سینه ام و میخوابیدی . تا صبح چشم روی هم نذاشتم ، میدونی که نفسم به نفست بنده .   درد ت به جون م کوچولوی ناز م . زود خوب شو ، من طاقت دیدن ناراحتیت رو ندارم . ♥ . معنای زندگی دوست ت دارم . *     ...
11 ارديبهشت 1391