علیعلی، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 23 روز سن داره

♥ برای مرد فردا ... علی ♥

32 ماهگی

  عمر من ؛   32 ماهگی ات ( 2 سال و 8 ماهگیت ) مبارک . هر روز بزرگ و بزرگتر میشوی و چیزهای جدیدتری کشف میکنی . دنیای ت ، سوالات ت ، نگاه ت و کنجکاویهای بی حد ا ت برایم فوق العاده زیباست . این کشف کردن ها چقدر شیرین است ، شیرین م .     به زبان انگلیسی علاقه خاصی داری و گاهی کلماتی را که نمی دانی سوال میکنی که به انگلیسی چی میشه . تا الان و البته قبل از این سن -حدود 60 کلمه انگلیسی رو بلدی ، که شامل: حیوانات - رنگها - فعلها و غیره میشود . که بیشتر تک کلمه ای و بعضی دو کلمه ای یا جمله کوتاه است . -حروف انگلیسی رو کامل حفظی و اونها رو میشناسی و از هم تشخیص میدهی . -اشکال هندسی را بلدی . -...
20 ارديبهشت 1392

برنارد (Bear + nard)

  هستی ام ؛   امروز عصر داشتی یکی از برنامه های محبوبت Bernard را نگاه میکردی . از من پرسیدی : مامان نارد (nard) یعنی چی ؟ من گفتم : نارد ؟؟؟ گفتی : آره ، بر (bear) یعنی خرس ، نارد یعنی چی ؟ تازه متوجه منظورت شدم ، چون نام اکثر حیوانات رو به انگلیسی می دونی ، متوجه نام خرس در کلمه برنارد شده ای و حالا دنبال معنی نارد میگردی . گفتم : نمیدونم پسرم ، از دیکشنری نگاه میکنم بهت میگم .     دوست ت دارم ؛ پسر با دقت من .   + بعدا نگاه کردم (نارد) معنای خاصی نداشت . Nard = سنبل هندی " گیاه شناسی "         ...
12 ارديبهشت 1392

31 ماهگی

  عزیز جان م ؛   31 ماهگیت ( 2سال و 7 ماهگی ) مبارک باشد . فوق العاده بازیگوش تر از قبل پر از انرژی و کمی لجبازتر شده ای . اقتضای سن ات است و میدانم که این نیز گذرا خواهد بود .     دوست ت دارم تا ابدیت .     ...
20 فروردين 1392

سیزده بدر

  شکوفه ا م ؛   امروز رفتیم باغ عمه در لواسان ، تا سیزده نوروز 92 را هم بدر کنیم . بازی ، خنده ، گردش ، بادبادک هوا کردن ، یه هوای تمیز و بدون دود درست کردن و خوردن غذای مورد علاقه ات جوجه کباب داغ داغ از روی آتش و یه روز خوب و به یادموندنی در کنار بابابزرگ و مامان بزرگ و عموها و عمه . خوشحالم که حسابی بهت خوش گذشت .     دوستت دارم عشق م .     روز یازدهم عید رفتیم پارک و بالاخره اونجا یه عالمه قاصدک پیدا کردیم و به آرزوت رسیدی ... کل زمستون از من قاصدک میخواستی تا بکنی و فوتشون کنی . منم همش بهت وعده بهار رو میدادم . خوشحالم که یافتیمشون . بعد هم رفتیم کوه ... که دوست ن...
13 فروردين 1392

سرزمین عجائب

  نوگل م ؛   امروز رفتیم شهربازی چقدر دنیای کودکی زیباست برق نگاه ت از دیدن اون همه وسیله بازی شوق ت برای تجربه هر کدام خنده های ت ، همه و همه روز خوشی را برای ما رقم زد .     پسر شجاع من ، اصلا از هیچ کدوم وسایل بازی نمی ترسیدی و دوست داشتی همشون رو سوار بشی .   دوست ت دارم نفس .         تو کوچیکترین بچه ای بودی که سوار این شدی ، جوری که توی صندلی گم شده بودی و پاهات هم از صندلی آویزون نمیشد .     ...
6 فروردين 1392

نوروز 92

  همدم م ؛   عیدت مبارک .     بهار زیبای 92 هم از راه رسید. سومین بهار زندگی ت مبارکت گل پسر م . بهار با تو زیباست ، زیباترین م .       با هم سفره هفت سین چیدیم . و 3 تا تخم مرغ رنگ کردیم که البته شما آخر سر همه رنگها با هم قاطی کردی اما نتیجه خوب بود . مهم این بود که تو رنگشون کردی عزیزم . بعد از سال تحویل هم خوردیمشون .     دوست ت دارم  بی همتا .           موهای ابریشمی ات را هم چند روز قبل از عید کوتاه کردیم . این اولین آرایشگاه مردانه و رسمی بود که رفتی .   قبل از کوتاهی    ...
1 فروردين 1392

30 ماهگی

  خوشبوی م ؛   30 ماهگیت (2 سال و 6 ماهگیت) مبارک . شیرین زبونی و دلربایی هایت بی حد و اندازه شده . این جملاتت ، این اظهار نظرهایت و حرفهای بزرگتر از سنت که میزنی مرا دیوانه میکند .   خدایا شکرت از اینکه مرا لایق دانستی و بهترین فرشته ی آسمانیت را نصیبم کردی .     دوستت دارم تا ابدیت .
20 اسفند 1391